خداحافظ دوستان


هو العلی
سیزده رجب، سالروز طلوع شمس ولایت ازکعبه هدایت و میلا
گرامی باد.
امیر عشق همیشه امیر میآید قرار است در مقدم سیزده رجب از گیسوان باران خورده دریا تا صحن مهآلود نگاههای عاشق رنگین کمانی پل ببندد که واقعهای زلال در کشاکش حادثه است. واقعهای که دروغ نیست، واقعهای که نور است، نور علی نور. سیزده رجب با کشف نجیب هستی اتفاق میافتد و زمینیان بر اهالی آسمان فخر میفروشند، تمامی ملائک پا به پای کبوتران چاهی به کعبه دخیل میبندند که فاطمه بنت اسد، حامل نور است، نور علی نور.


مـــــــــــــــــــــــــــادر
جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است
كفر میگویم اگر چه، دین و ایمان مادر است
آنكه پیدا شد محمداز وجودش در قریش
وآنكه شاهان پرورانیده به دامان مادر است
آنكه ایزد داد جنت زیر پای او قرار
وآنكه نامش هست والا نزد یزدان مادر است
آنكه لالایی برایم شب به بستر میسرود
روز و شب میكرد با من آنكه یكسان مادر است
ای بلا و آفت گردون مگر نشناختی
آن زنی را كه دعایم كرد از جان مادر است
آنكه توفان حوادث ساختش از من جدا
وآنكه ابر دیده ام را ساخت گریان مادر است
آنكه تیمار من اندر روز و شب بد سالهاست
روز و شب هستم برایش زار و نالان مادر است
آنكه جانم را برای لحظه ای از عمر او
صد اگر میداشتم، میدادم آسان مادر است
سر چه باشد خاك پایش را برابر میكنم
توتیا خاك مزارش بر دو چشمان مادر است
آنكه با چشم پر از اشك است باقی، “ شاكر” است
وآنكه چشمش بست با قلب پر ارمان مادر است

اردوی کاشان
با خبر شدیم روزسه شنبه 2/31جمعی ازدانشجویان رشته ارتباطات (کلاسهای فتوژرنالیسم ،ارتباط
تصویری گزارش نویسی وجمعی نیز بصورت میهمان) به همراه اساتید خود وحضور بالقوه حراست
دانشگاه به سفری یک روزه به شهر تاریخی کاشان عزیمت کرده اند.
در این سفر دانشجویان از (خانه تاریخی بروجردی ها،خانه طباطبایی ها وحمام فین
کاشان)بازدیدکرده اند وازصحبتهای استاد مهدی خانکه در معرفی این بناها بهره لازم را برده اند.
درضمن با اساتیدخود کلی عکس یادگاری گرفته اند وکلی هم ازاین سفر لذت برده اند.
البته دانشگاه هم کلی ولخرجی کرد
وباناهار مفصلی(چلوکباب کوبیده) از این عزیزان پذیرایی
کرده .ناگفته نماند این دانشجویان می بایست از سفر خود(با توجه به درس مربوطه) گزارش تصویری
ونوشتاری تهیه کنند.
گزارشی درباره روز جهانی ارتباطات
امروزبه مناسبت روز جهانی ارتباطات در سالن آمفی تئاتر مجتمع شماره 1
ویژه برنامه ای به همین مناسبت برگزارشد.در ابتدای این برنامه سرکار خانم
میر اسماعیلی(مدیر باشگاه پژوهشگران جوان )روز جهانی ارتباطات را به
تمامی دانشجویان ارتباطات تبریک گفتند.
سپس درباره گذشته باشگاه ،دلیل به وجود آمدن باشگاه(فرار مغزها)برنامه
های آینده باشگاه ودرباره فعالیتهای باشگاه صحبت کردند.
در این برنامه خانم دکتر لیلا نیرومند، میهمان برنامه،(دکترای رشته ارتباطات
وعلوم اجتماعی)که ازاساتید تهران شرق هستند ،درباره قدرت رسانه هاو
کاربرد آن در دنیای امروزسخنانی ایراد کردند.
در پایان برنامه از میهمانان با کیک وساندیس(50)تومانی پذیرائی شد.![]()
واز نفرات اول تا سوم (ورودی83،84،85،86) تقدیربه عمل آمد وجوایزی هم
اهداشد.![]()
در این برنامه ریاست دانشگاه دکتر صفری،وجمعی از اساتید ارتباطات
ازجمله آقایان: تلخابی ،احدی مقدم،وخانمها:سرکارخانم بخشی /زارعی/
میر اسماعیلی/امیدی/میرزاخانیان وجمعی از پرسنل دانشگاه و کارمندان
روابط عمومی حضور داشتند.
هفته ارتباطات وروابط عمومی گرامی باد
هفته پایانی اردیبهشت ماه هفته ارتباطات وروابط عمومی نامیده
شده. ضمن گرامی داشت این هفته سلام وعرض ادبی خدمت
تمامی اساتید وبزرگان ارتباطات بلاخص اساتید بزرگ وزحمت کش
ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی دماوند داریم وبه تمامی این عزیزان
خسته نباشید عرض می کنیم.
به همین مناسبت تصمیم گرفتیم با معرفی چند تن از اساتید بزرگ این
رشته از طرف تمامی دانشجویان ارتباطات از ایشان تشکر کنیم .
سرکار خانم بهاره بخشی((مدیر محترم گروه ارتباطات وروابط
عمومی)):ایشان همیشه ضمن خدمت صادقانه وتدریس دلسوزانه
به تمامی دانشجویان این رشته حتی خارج از ساعات کار دانشگاه
جوابگوی مسائل ومشکلات دانشجویان وآماده خدمتگزاری به این عزیزان
هستندوهمیشه فراتر از یک استاد ومدیر گروه انجام وظیفه می کنند.
سرکارخانم بهاره نصیری:استاد محبوب ودلسوزارتباطات .علاوه بر برگزاری
کلاسهای پربار با سطح علمی مطلوب با خبر شدیم با دعوت صاحب نظران
در این زمینه سعی در پر بارتر کردن کلاسهای خود دارند.در ضمن ایشان
بابرقراری ارتباط دوستانه محبوبیت زیادی دربین دانشجویان خود دارند.
سرکارخانم زارعی:ایشان یک دوست بسیار محبوب ودوست داشتنی برای
دانشجویان خود هستند وبه دانشجویان خود محبت واحترام زیادی مبذول
دارند.طبق گفته های دانشجویان ایشان در جهت پر بارتر شدن کلاسهاـ
یشان(آشنایی با کامپیوتر) یکی از اساتید وبزرگان ارتباطات رادعوت کرده اند
تا هر هفته در کلاسهای ایشان درمورد کارایی کامپیوتر در زمینه ارتباطات
برای دانشجویان مطالب مفیدوسازنده ای ارائه می دهند.
ضمن عذر خواهی از تمامی اساتید بزرگوار ارتباطات به دلیل
محدودیت وبلاگ نتوانستیم تمامی این عزیزان را نام ببریم. ولی در
اینجا ازتمامی این عزیزان تشکر وتمجید می کنیم وآرزوی موفقیت
وسربلندی برای تک تک این اساتید بزرگ داریم.
از دانشجویان ارتباطات دعوت می کنیم به مدت یک هفته برای اساتید خود کامنت بگذارند. ما نظرات
انتقادات پیشنهادات و صحبتهای شما را به این عزیزان انعکاس می دهیم.در ضمن خوشحال
می شویم شما اساتید محترم نیز با حضور سبز تان ما را یاری نمایید.
اطلاعیه باشگاه پزوهشگران جوان :
روز شنبه ۲۸اردیبهشت درسالن آمفی تئاتر مجتمع شماره ۱
ساعت ۱۰صبح سخنرانی توسط سرکار خانم لیلا نیرومند ایراد
می شود.موضوع سمینار((آیا رسانه هاابزار قدرت هستند؟))
خوب دوستان طی این مدت خیلی هاتون به این وبلاگ سر می زدید و از
مطلب هایی که آرش کمانگیر می نوشت استفاده می کردین یا اینکه
خوشتون نمی اومد ...اما بالاخره روزش فرا رسید ....... روزی که من دیگر بنا
به دلایل متفاوت یا مشکلات شخصی ام قادر به نوشتن
نیستم ...............به هر حال چیزی نشده که .......... چون دوست بسیار خوب
و پشتیبان همیشگی ادامه کار را خواهد رفت و از این پس ایشون براتون می
نویسند ........... بله ...... نویسنده دیگر ما که ستاره سهیل هست و بسیار
خوب آپ میکنه .......... امیدوارم هیچوقت تنهاش نذارید و همیشه به این
وبلاگ سر بزنید.......... پس از این پس من دیگر نیستم .......... خیلی ناراحتم
که باهاتون خداحافظی کنم ولی مجبورم ............ موفق باشید![]()
سلام
مثل اینکه تو این چند وقت بچه های رشته محیط زیست از همه فعال تر بودند
آره روز درختکاری بود و بچه های محیط زیست هم با هماهنگی هایی که با دانشگاه
شده بود ........به تپه ی بالای ساختمان مجتمع رفتند

و در جایی که اصلا امکانات درختکاری
وجود نداشت ( به دلیل زیاد بودن سنگ و کلوخ و همچنین دسترسی دشوار به آب ).
اقدام به کاشت نهال کردند ( یه دوست خوبی بود که می گفت که اگه این آقایون و خانوم
مهندس ها بیل و کلنگ به دست نگیرند و از این کار ها نکنند که مهندس نمی شوند !!!)

به هر حال اینکه درسته که این کار نمادین می تونه با ارزش باشه اما هر کاری جایی و مکانی
دارد که باید به نحو احسنت انجام بشه ........ نه اینکه یه روز تصمیم بگیرند یه جایی رو امروز
درخت بکارند و پس از مدتی ( یک هفته یا یک ماه یا یک سال یا ... ) اون رو تخریب کنند .
درسته که وسعت زمین هایی که مربوط به دانشگاه هست چند هکتار می باشد اما این دلیل
نمی شه که بدون نقشه درست و حساب شده ........... و همین جوری یه جایی رو به
درختکاری اختصاص بدهند .
بخاطر همین اگه یه روزی دیدید که دیگه به جای اینکه بگویند دانشگاه آزاد دماوند گفتند
جنگل های دانشگاه آزاد دماوند اصلا تعجب نکنید !!
به هر حال کاشتن نهال و رسیدگی به اون مانند فرزند آدمی است که اگه به اون برسی به تو
ثمر خواهد داد ولی اگر همین طوری رهایش کنی بدونید که زیانش رو از جای دیگر متحمل
خواهید شد ........ که بعدا به اون پی خواهید برد .
از بچه های محیط زیست بخاطر احترام به طبیعت واقعا ممنونیم . دستتون درد
نکنه .
آرش کمانگیر و ستاره سهیل و انجمن فالگوش دانشگاه آزاد دماوند![]()
تهران خیلی وقته که بی معنی شده !! !
با این معضلی که با آن مواجه هستیم دیگر برای تهران زمین پاک وجود نداره و همیشه آلوده
ترین شهر ایران از نظر آب و هوایی بوده !( خوب این هم از مزایای پایتخت هست دیگه !)
اما امروز به همین مناسبت در دانشگاهمون انجمن محیط زیست دماوند برنامه ای رو ترتیب
داد که در این مراسم افرادی همچون آقای میرزا کریمی (اگه اشتباه نکنم رییس محیط
زیست دماوند ) و حاج آقا احمدی و آقای گنجی و تنی چند از مسئولین و دست اندرکاران
دانشگاه حضور داشتند )

که با سخنرانی و بحث در مورد این روز و چگونگی برخورد انسان ها با طبیعت برای داشتن یک
محیط پاک و سالم ادامه یافت .
در حاشیه این مراسم برخی از بچه ها در حال معرفی هر چی بیشتر این روز و تراکت ها و
برگه ها و کتابچه هایی که در مورد محیط زیست ومنابع طبیعی بود به دیگر شرکت کنندگان
بودند !!

همچنین در این مراسم شعاری را نیز دنبال میکردند :
(( زمین را نوازش کنید و از آن برکت بگیرید زیرا او مادر است. مادری که با فرزندانش مهربان
است ))!!!

و در پایان محیط زیست دماوند و تشکل دانشجویان محیط زیست دانشگاه آزاد دماوند
بیانیه ا ی مشترکی را اعلام کردند.:

حرف نویسنده با شما دوستان :
این چند وقتی که آپ نکردم با خیلی مشکلات مواجه بودم و بخاطر همین خواستم دیگر
آپ نکنم اما در همین مدت نامه ها و نظراتی برایم گذاشتند ( عده ای از دوستان که به ما
لطف داشتند ) . از طرفی دیگر حیفم اومد تا دوستان خوبی مثل شما رو تنها بزارم .........
به همین دلیل اومدم تا کنار هم باشیم و بتونیم چاره ای از مشکلات و انتقادات و نظرات
تمام کسانیکه به نحوی در این دانشگاه سهیم هستند را به نمایش بذاریم البته فقط با
همکاری شما دوستان !! ممنونم از همتون
آرش کمانگیر![]()
اول از همه بگم همه اونایی که امروز دانشگاه نبودند سرشون کلاه رفت ( از جمله خودم )
آره خوب سالروز ( پیوستن ایران به آژانس انرژی اتمی ) بود .

و بسیج دانشگاهمون هم این مراسم را با تهیه کیکی ۸۰ کیلویی که معروف به کیک زرد
هست
از دانشجویان و حضار پذیرایی کردند .![]()

نکات قابل توجه اینکه در این مراسم مسئولینی همچون دکتر صفری ( رییس دانشگاه )![]()
و همچنین مسئولینی از سپاه منطقه گیلاوند و حدود ۷۰۰ الی ۸۰۰ نفر از دانشجویان حضور
داشتند که کیک را خوردند و از این مراسم لذت بردند !!!![]()
موقع تقسیم کیک همه هجوم آورده بودند و واقعا خنده دار بود ( چون نبود نظم کاملا مشهود
بود ).!!!![]()

کیک به خیلی ها نرسید !!! خیلی ها هم بخاطر اینکه کیک مدت زیادی در زیر آفتاب مونده بود
و شل شده بود تصمیم گرفتند نخورند !!!

از نکات خنده دار می توان به این شاره کرد که با کف گیر کیک می ریختند در ظرف !!!
تشکر می کنم از یکی از هم دانشگاهیان عزیز که این عکس ها را برای ما ارسال نمودند ..![]()
حرف خودم !
ساعت شروع کلاس ها در سال جدید با نیم ساعت تاخیر و ساعت ناهار و نماز به ۱ تا ۲ بعد از
ظهر تغییر کردکه در سایت رسمی دانشگاه اصلا اطلاع رسانی نشد .!!!![]()
به علت بعضی از شرایط که قادر به گفتن آنها نیستيم فعلا از آپ کردن وبلاگ معذوریم و تا
اطلاع ثانوی تعطیل می باشد .!!![]()
![]()
دیدم این وسط نمیشه از یه سری از دوستان و هم دانشگاهیان عزیز !!! به راحتی
گذشت و بهتر دیدم قبل از شروع جدی نوشتنم در سال جدید تشکری از دوستان عزیزم در
سایت اونجا دات کام ( www.oonja.com ) که همه جوره ما رو یاری می کنند و اطلاعات و
ایمیل های سازنده ای برایمان ارسال می کنند و همچنین این وب را به دیگر دانشجویان
دانشگاهمون معرفی می کنند داشته باشیم .
شایان ذکر است که هم دانشگاهیان عزیز دیگری هم در این عرصه ما را یاری می کنند
که بنا به خواسته ی خودشان هیچ اسمی ازشون برده نخواهد شد و محفوظ خواهد ماند و
متشکرم .
همچنین از تمامی کسانی که نظرات سازنده ای را ارائه میکنند .ممنونیم !!
نتیجه اخلاقی :
ما و انجمن فالگوش دانشگاه آزاد دماوند افتخار میکنیم که مطالب و عکس های بکار رفته
در این پایگاه اکثرا توسط دوستان و هم دانشگاهیان ارسال شده است . ممنونم از همتون
به امید هر چه بهتر شدن این مطالب و عکس ها !!!
البته بیشتر دوستان و هم دانشگاهیان عزیز در مسافرت هستند و احتمالا چند روز پس از باز شدن دانشگاهمون در سال جدید سر کلاس ها حاضر خواهند شد ........................................... به هر حال بسم الله رو بگیم و امسال رو خوب درس بخونیم ........... موفق و پیروز باشید .

منم آرش, سپاهی مردی آزاده,
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده.
کمان کهکشان در دست,
کمانداری کمانگیرم.
شهاب تیزرو تیرم؛
ستیغ سربلند کوه ماوایم؛
به چشم آفتاب تازه رس جایم.
مرا تیر است آتش پر؛
مرا باد است فرمانبر.
زمین می داند این را, آسمان ها نیز,
که تن بی عیب و جان پاک است.
نه نیرنگی به کار من, نه افسونی؛
نه ترسی در سرم, نه در دلم باک است.

آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطورههای کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره
است.اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با
افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده است. در کتابهای پهلوی و نیز در کتابهای
تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شدهاست. ابوریحان بیرونی ، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به
هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی
آرش میداند. در اوستا آرش را اِرِخشه خواندهاند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کردهاند. از آن
دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترين تير انداز
ارخش ناميده شده است که گمان بر اين است که همان آرش ميباشد. بعضی معنی آرش را درخشان
دانستهاند. و برخی معتقدند که منظور از آرش حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تير و کمان دشمن را (به
احتمال زياد سکاها را) از مرز ايران دور کرده است.
داستان آرش

در زمان پادشاهی منوچهر در جنگی با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند.
سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح مي دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را میپذیرند قرار بر اين مي گذارند که
کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش
از پهلوانان ايران داوطلب این کار میشود. به فراز دماوند میرود و تیر را پرتاب میکند. تیر از صبح تا
غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون یا آمودریا بر درخت گردويی فرود مي آيد. و آنجا مرز ایران و توران
میشود.پس از اين تيراندازی آرش از خستگی مي ميرد. آرش هستیاش را بر پای تیر میریزد؛ پیکرش
پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود و جانش در تیر دمیده میشود. مطابق با برخی روايت ها
اسفندارمذ تيرکمانی را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلی دور می رود ولی هر کسی که از آن
استفاده کند خواهد مرد با اين وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند.
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در اسطورههای جهان دانستهاند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن
است.

سلام ... سلامی چو بوی عطر یاس و بنفشه و مریم !!!
سلام به همه اونایی که توی خونه تکونی دلشون ما رو بیرون نکردند !!
سلام به هم دانشگاهیان عزیزم در هر جای ایران اسلامی که هستید .
سلام به همه اونایی که طی این مدت همه جور تقدیر و تبریک و تشکر گفتند
و ما را شرمنده خودشان کردند !!
سلام به همه اونایی که هر چی از دهنشون در اومد گفتند و ما بی خیالی
طی کردیم ......... !!
آری دوستان تنها کمتر از ۵ ساعت به تحویل سال نو فرصت باقی
مانده ........... و اینکه من این بهار واقعا برام بوی نسیم بهاری مخصوصی
می ده آخه من همراه با این طبیعت دلچسب به کلی عوض شدم .
و اینکه سال ۸۶ هم با هر خوبی و بدی ای که داشت بالاخره با هر بدی و
خوبی و شادی و غم کوله بارش رو بست و رفت ..................... به امید خدا
انشاالله که سال ۸۷ ( سال موش ) موزی بازی ها کمتر بشه ............ تا ما
هم یه نفس راحت بکشیم ........................ آه ه ه ه که چقدر این روز ها
خالی ام از بوی دانشجویان در ( دانشگاهمون ) ...........خیلی دلم برای بچه
های دانشگاه با اون هم نگاهاشون و رفتارشون و خلاصه هر چیزی که
فکرشو کنید تنگیده .........سفره دل های پاکتان را آذین ببندید که هفت
سین مقدسی داشته باشید.............. به امید خدا با شرایط موجود سال
تحویل تنها خواهم بود مثل همیشه ...................... تنهایی بی انتها .......!!!
به هر حال دوستان این دو هفته تعطیلات رو حسابی خوش بگذرونید جای
ما رو هم خالی کنید ..................... اگه خدا بخواد دانشگاه هم از ۱۷
فروردین بطور رسمی آغاز بکار خواهد کرد ........... صفای همتون رو عشقه

خوب حالا که بحث به سرویس کشیده بهتره بگم که در راستای بهبود وضعیت سرویس تلاش زیادی کردیم!!!ولی فایده ی زیادی نداشت,
چند ترم دنبال این بودیم که از تجریش سرویس بزارن,که آخر سر یک ترم سرویس رو گذاشتند ملی راننده ی سرویس هر روز صبح نفری 400 تومان تا نوبنیاد از ما میگرفت!!!
این در صورتی که کرایه معمول 250 تومان بود و ما فقط و فقط به خاطر امنیت سرویس چاره ای جز این نداشتیم ولی این ترم باز راننده ی سرویس گفت که برای من صرف نمی کنه و ما مجبور شدیم صبح زود منتظر تاکسی بمونیم,حالا تو این صبح های تاریک و سرد زمستون یه مسائلی پیش امد که بماند....!
ما که با اون 400 تومان هم راضی بودیم!راننده میگغت تعدادتون کمه.تقریبا 15 نفر بودیم.اگه دانشگاه اطلاع رسانی میکرد خیلی بیشتر از این حرف ها می شد.این 15 نفر هم ما خودمون پیدا کردیم.مطمئنا باز بچه هایی هستند که خانه هایشان تو مسیر تجریش به نوبنیاد است.همون طور که آقای گنجی گفتند تجریش جزو میادین اصلی شهره و ایستگاه باید داشته باشه ولی کو گوش شنوا!!!
نمیدونم حالا راننده چقدر بهش فشار میاد که از صدر بیاد تجریش بعد نوبنیاد؟؟؟؟
پولشم که جدا میگرفت.
به هر حال امیدوارم یه فکر اساسی راجع به وضعیت سرویس ها بکنن چون همه ناراضی هستند,چه از نظر خود ماشین ها ه راننده هاو...
مثلا یه بار که اتفاقا جا نبود و ما توی سرویس آقای حضرتی وایستاده بودیم,لاستیک ترکید!!!!
حالا خوبه سرعتش زیاد نبود وگرنه......
من نمیدونم نظارتی روی مسائل فنی و...سرویس ها میشه یا نه؟
امیدوارم سایت شما کلید حل مشکلات بچه ها باشه.
با تشکر
و این هم نمونه دیگری از ایمیل های دوستان و هم دانشگاهیان عزیز و محترم !!!
در ادامه باید عرض کنم که ما ترم پیش با صحبت هایی که آقای رنجبر طی همون جلسه ذکر شده فرموده بودند د رابطه با این که اگر از سرویس جا موندیم میتونیم با آزانس دماوند بیایم وما هم هزینه ی آژانس را پرداخت می کنیم یک روز که سرویس نیامده بود با 4 تا از بچه ها اژانس گرفتیم ووقتی رسیدم دماوند مبلغ10000هزار تومان دادیم و فاکتور گرفتیم بعدبردیم به آقای درویش گفتیم وایشون گفتن ببرین پیش آقای وطنی تو کانکسی که تو کوه احداث شده بعد از اون جا گفتند ببرین پیش آقای گنجی و به ایشون بگین خلاصه هیچ کس حرفی رو که آقای رنج بر زده بودند رو قبول نداشت بعد از کلی بحث با آقای گنجی و آقای درویش آقای درویش یه تراول 50000هزا تومانی از توجیبش در آورد خواست پاره کنه که ما عصبانی تر از آقای درویش در حین جر وبحث فاکتور آژانس روجلو درویش پاره کرد یم چون مشکل وبحث ما سر پول نبود ما میگفتیم چرا مسئولین به حرفی که میزنند پایبند نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خلاصه بعد از تقریبا یکی دو هفته ما موفق شدیم هزینه ی آژانس را از آقای رنج بر بگیریم ................البته باید بگم که این مسآله به خوبی و خوشی و شادی حل شد........وآقای رنجبر هم طرف ما رو گرفتن چون خودشون هم میدونستن سرویس مشکلات زیادی داره.......در ضمن ما میخواستیم با باز گو کردن این مسآله مشکلات سرویس حل شه چون واقعآ بچه ها ناراضی هستند .............!!
نکته ی اخلاقی.::: ..............۱-.زیادی بچه ی حرف گوش کنی نباشین.....!!
۲- .ولی خدایی با همه ی این مشکلاتشم خوش میگذره ها...........
خوب دوستان متن بالا رو خواندید؟ نظرتون چیه ؟ میدونید این ها رو چه کسانی نوشتند !!!
خوب این ها همان هایی هستند که همیشه به شما این حرف ها را گوشزد میکنند اما خدا پیغمبری
کدومتون به حرفاشون رسیدگی کردین ؟ ها ؟ خوب باید هم سکوت کنید اگه شما مسئولین فقط یک بار نه
کمتر نه بیشتر خودتونو جای اینها می گذاشتید یا اینکه فکر می کردین این ها ناموس یا خواهر و برادر
خودتون هستند آیا باز هم بی تفاوت به این مسئله نگاه می کردید ؟ بله مثل اینکه خدای نکرده تا اتفاقی نیفته
شما پیگیر نخواهید شد !!
به هر حال اینکه امیدواریم در همین اوایل بهار به طور جدی به این مشکل برخورد کنید و رفع نمایید چون
به نفع هممون هست بیشتر برای شما !!!
منتظر جوابیه شما هستیم .
انجمن فالگوش دانشگاه آزاد دماوند
ملت ما خواهد بود .......آری مردم ما میخواهند یکبار دیگر حضور چشمگیر خودشان را به رخ
ملت های بیگانه و دشمن بکشند .... من هم نمیخواستم در مورد انتخابات مطلب بنویسم اما
امروز که داشتم از دانشگاه می اومدم چند مورد جالب به چشمم خورد که گفتم نوشتن آن
خالی از لطف نیست .

بله درسته ایشون جناب آقای صفری هستند ....... البته اشتباه نکنید رییس دانشگاهمون
نیستند بلکه از نزدیکان ( نمی دونم برادر یا پسر عمو ) رییس دانشگاه آزاد دماوند
هستند .....البته طبق خیر هایی که ما شنیدیم اینکه ایشون در دماوند طرفداران بسیاری و
پشتیبان های قدرتمند و مشهوری دارند ( و امروز در سالن آمفی تئاتر دانشگاه سخنرانی
داشتند ) و به همین لحاظ میشه گفت از بخت اول نماینده مجلس شدن هستند ........ البته
شایان ذکر است که رییس دانشگاهمون آقای صفری در دوره اول مجلس نماینده مردم دماوند
و فیروزکوه و حومه بودند .
به هر حال من زیاد اهل شعار دادن نیستم ...... و اینکه از شما خواهشمندم که فقط با
مراجعه به عقلتان و همچنین یک ایرانی در انتخابات حضور داشته باشید ..... و امیدوارم فردی
را انتخاب کنید که بتواند خواسته ها و نیازهای مردمش را رسیدگی کند .
۱- این هفته کلاس توجیهی برای ترم اولی ها ( کلاس اولی ها به این دلیل که خیلی اخلاقشون بچه بازی بود و فکر می کردند هنوز دبیرستان هستند ) .
لازم به ذکر است که در این جلسه آقایان عسگری و نهاوندی و علیان به سخنرانی پرداختند و کلیه مقررات دانشگاهمون رو به بچه های گوشزد کردند .
۲- نکته دوم اینکه یه روز ظهر بود که داشتم توی حیاط دانشگاه راه می رفتم که چشمم خورد به گوشه ای از حیاط که چند تن از دانشجویان در حال خوردن ناهار بودند !!!

آره واقعا جای تعجب هم داره ...... این بنده خداهایی که ترمی ۵۰۰ الی ۶۰۰ هزار تومان به عنوان میانگین شهریه به حساب دانشگاه آزاد واریز میکنند و باید به جای خوردن ناهار دانشگاه به خوردن نون و ماست روی بیاورند .......... به راستی کجا هستند این مسئولین دانشگاه که این صحنه ها رو تماشا کنند ............. ؟؟؟

حالا نمی دونم بخاطر کیفیت غذاهای دانشگاه بوده یا اینکه طبق این اتوماسیون بهشون غذا
ندادند .......... اما به هر حال باید چاره ای برای این مشکلات اندیشید چون امثال این
دانشجویان که واقعا چون هزینه های خیلی بالایی برای دانشگاه صرف میکنند دیگه گذرشون
به پیتزا زرین و کافی شاپ و پت و مت نمی افته ............ حالا از مسئولین میخوام که
خودشون رو جای این بچه ها قرار بدهند و ببینند که آیا با نون و ماست میشه بروید سر کلاس
و درس یاد بگیرید ؟؟؟ !!!

آره تعجب نکنید ....... واقعا بخواهیم حساب کنیم دانشگاه آزاد واحد دماوند نسبت به سال های پیش از
نظر تشکیل کلاس ها و مقررات رفت و آمد دانشجویان و اساتید ترقی کرده است ............ بطوریکه این
روزهای آخر سال که نسبت به آمار مشابه سال قبل با نظم و علاقه خاصی کلاس ها با دانشجویان
برگزار می شوند ............ و به همین دلیل باید از تمامی کسانی که سعی و تلاش خود را
جهت بهبود هر چه بهتر دانشگاه می کنند .تشکر و قدر دانی کرد.
و همچنین همایش های مختلفی از جمله محفل انس با قرآن کریم با حضور افراد برجسته کشوری و
همچنین سمینارهای تخصصی انجام می شود .
سرویس
ایمیلی از یکی از دوستان به دست ما رسید که تاکید خاصی داشتند تا به مسئولین دانشگاه
بگین که این راننده سرویس ها یه مدت هست که حسابی بد رانندگی می کنند و همین هفته
ی پیش بود که نزدیک بود جاجرود چپ کنند ......... به هر حال می شود گفت که حالا ما که
مشکل خودمون رو داریم و باید هر روز تو صف های طویل ( ترمینال) دانشگاه با یستیم و با
هزار بدبختی این راه رو از تهران بیاییم و شب برسیم خونه اما این کسانیکه با سرویس رفت و
آمد می کنندسلامت و امنیت جانی خودشان را خواستار هستند و امیدواریم هر چه زودتر با
آنها بر خورد شود .
با تشکر
این هم یکی از نظرات دانشجویان معترض :
یه هم دانشگاهی
سلام
نمیدونم میلو چه کسی فرستاده ولی سرویس ما(نوبنیاد) هفته ی پیش داشت چپ می شد!2شنبه هم همین مشکل برای سرویس تهرانپارس پیش امده,اسم این راننده سرویس نوبنیاد فکر کنم خسرو باشه,خیلی خیلی بد میره 100 بار داشتیم تصادف میکردیم,خانواده های ما مثلا به امید امنیت فرزنداشون اصرار دارن که سرویس ثبت نام کنیم,وگرنه اگه بخوایم با ترمینال بریم و بیایم هزینش کمتر هم میشه ولی اینها....!!!زمستون که گاز پیکنیکی هم روشن می کردند!خود من ترم 1 بودم که هم از گاز روشن تو سرویس و هم از ابی که از سقف میچکید و بچه هایی که توی سرویس با چتر نشسته بودن تا خیس نشن فیلم گرفتم و توی یه جلسه به درویشیان و آقای جعفرقلی و... نشون دادنم , پارسال ازشون قول گرفتند که سال دیگه وضع این طور نباشه ولی امسال دیدیم که....به هر حال امیدوارم وضع بهتر بشه
با تشکر@};-
خوب این هفته بسیار دانشگاه شلوغ بود ........ بله تعجب نکنید آخه هفته ی حذف و اضافه
بود . باید بودید و می دیدین که صف امور مالی چقدر شلوغ بود بدتر از اون صندوق رفاه که اصلا
کم آورده بود ........ بعضی ها زیر زبونی فحش می دادند و بعضی ها هم خودشونو نفرین می
کردند که آخه مگه جا قحطی بود که اومدی توی این دانشگاه ........... خود من هم نزدیک بود
چند بار با بچه های دانشگاه دعوام بشه ( بخاطر یه سری مسایلی مثل رعایت نکردن صف
و ... که البته توی این دانشگاه دیگه عادی شده ) ![]()
به هر حال همه این ها رو گفتم تا این سئوال رو مطرح کنم که سئوال بیشتر دانشجویان بوده
است و آن اینکه چرا با اینکه هر دانشجو هنوز نمرات چندین درس تخصصی و غیر تخصصی
اش نیامده .......... مسئولین دانشگاه اذعان می کنند که باید حذف و اضافه انجام بدین ؟؟!!
آخه مگه میشه ؟ هنوز معلوم نیست مشروط میشی یا نه یا اینکه درس پیش نیاز رو قبول
میشی یا نه یا اینکه هزار تا سئوال دیگه که علیان هم نتونست بچه ها رو قانع کنه !!۱![]()
البته خیلی از این بچه ها هم عین خیالشون نیست اما من این ها رو برای کسانی گفتم که
واقعا اومدند دانشگاه تا یه چیزی یاد بگیرند و بتونند از حق خودشون دفاع کنند .![]()

نکته جالب تر این بودکه چند روز پیش که گذرمون خورد ساختمون مجتمع دیدم یه سری
دانشجوی جدید با کلی ذوق و شوق اومده بودند برای ثبت نام ( ترم اولی ها ) یادش بخیر !!
یه نگاه بهشون کردم و پیش خودم گفتم بنده های خدا رو ببین با چه دلخوشی ای از نقاط دور
و نزدیک اومدند دانشگاه آزاد دماوند
برای ثبت نام و بروند پیش فامیل پز بدن که آره ما هم
دانشجو هستیم ..................اشکالی نداره آخر همین ترم اول می فهمند که چه اشتباهی
کردند .چون اینجا هنوز نتونسته که مانند اسمش واقعا یک دانشگاه باشه ...... که معلوم
نیست چند تا ساختمون داره با فاصله های زیاد از یکدیگر.![]()



.
دانشجویان و بازدیدکنندگان عزیز قرار گرفته .......... و طی همین مدت اتفاقا ایمیل های زیادی
برام ارسال شد که وقتی اونا رو خوندم گفتم نامردیه که در این مورد مطلبی ننویسم : ![]()
راستش خودتون بهتر از همه میدونید و برای همه شفاف هست که چند ترمی هست که مد
شده که مسولین دانشگاه چند تن از بهترین اساتید رو به یه نحوی ( حالا هر طوری که شده )
از این دانشگاه اخراج یا بیرون یا فراری یا هر چیز دیگه ای که فکرش رو میکنید اعمال
میکنند ..... اما به خدا این رسمش نیست چون خود من یکی از کسانی هستم که دو ترم پیش
با همین کار مسئولین ضربه ی شدیدی به درسم خورد .![]()
مگر غیر از این است که استادی میره چند سال پدر خودش رو در میاره ( ببخشید که رک
حرفم رو میزنم ) تا برای خودش مدرکی ( دکتر یا مهندس فرقی نمی کنه
) کسب کنه و
باعث افتخار خانواده اش و مملکتش باشه !! ( بعد یه جور دیگه باهاش برخورد بشه؟؟ )![]()
و بتونه به نحو احسنت به مملکتش ( ایران عزیز ) خدمت کنه و باعث سرافرازی کشورمون و
بالا رفتن سطح مقطع علم و دانش در این کشوری که بیگانگان چشم طمع به آن دوخته اند
بشه !!؟![]()
توی همین دانشگاه خودمون هم تعداد این جور استادا کم نیستند خیلی هاشون رو خودتون
میدونین و چند تاشون رو هم من نام می برم .
اساتید محترم آقایان ( کاکویی و پور رضا و نصرتی و قاسم زاده و حجت الاسلامی و .... )![]()

چند تاشون که دعوتنامه از دانشگاه های معتبر دنیا از جمله آمریکا و پکن ( چین) و ... اومده
براشون و چند تای دیگرشان که هر دانشگاهی بروند با کمال میل قبولشون میکنند ....
در یکی از این ایمیل ها اشاراتی شده بود به یکی از اساتید محترم رشته روزنامه نگاری
( استاد گرامی آقای حجت الاسلامی ) که واقعا میتونم به جرات بگم که کمتر استادی توی
دانشگاه خودمون و سراسر کشور وجود داره که با متد روز جهان تدریس کنه ............. اینکه
دانشجویان ایشان .......... به عنوان کار عملی و تحقیقاتی یک وبلاگ تخصصی ایجاد کنند و
بتونند مطالب به درد بخوری را برای دوستاشون و دیگران به نمایش بذارند از خلاقیت های یک
استاد متفکر و روشنفکر است .......... و به راحتی می تونم بگم که ایشان نقطه پرشی برای
سطح دانش دانشجویانشان می باشند ................. خوش بحال کسانی که با ایشان درس
دارند و خواهند داشت ..................... نمی دونم چرا این ترم درسی با ایشان ارائه نشده ؟؟!!!
واقعا بسی جای تامل و تعجب است که چرا ؟ واقعا چرا ؟ استادایی که اینطور عالی میتونند
به دانشجویان درسی رو یاد بدهند و این طرز برخورد مسئولین با چنین ( گوهر )های نایاب باشد
؟! چرا باید توی دانشگاه ما هر ترم هر استادی که میاد با بچه های وفق پیدا کنه باید از
دانشگاه ما بره !!؟ فقط هم این قضیه در دانشگاه ما اتفاق می افته ؟
از طریق یکی از دوستان با خبر شدم که حدود ۵۰ نفر ( برای یک درس آمار خیره کننده ای
است ) از دانشجویان رشته روزنامه نگاری طوماری را تهیه کردند ( با امضاء و شماره
دانشجویی افراد امضاء کننده ) و به دست مسئولین دانشگاهمون رسوندند تا با این استاد
برای ترم جاری درس ارائه شود که با کمال تاسف باید بگم که مسئولین اعلام کردند که تمامی
امضا ها و شماره دانشجویی ها تقلبی و جعلی می باشد ........... که واقعا چرا باید کسانی
که در راس دانشگاه ما قرار دارند نسبت به چنین نامه ای ( که حد اقل اگر ۵ نفر از دانشجویان
آن را امضا کنند چه برسد به ۵۰ نفر معتبر خواهد بود ) بی توجهی و توهین نمایند .؟؟
خوب بخاطر همین طرز فکر هاست که دانشگاهمون و دماوند هیچ وقت پیشرفت نمیکنه ..
باز من سعی میکنم کمتر حرفی بزنم و قضاوت رو به خود دانشجویان بسپارم .
در پایین چند کلام از گفته های دانشجویان ( اخذ شده از سایت های دیگر ) را برای شما می
گذارم .
طبق آخرین شنیده های ما از ترم آینده از وجود پربار استاد گرامیمان محرومیم. باید تو فکر یه استاد جدید برای دروس گرافیک مطبوعاتی٬ چاپ و نشر٬ ارتباط تصویری و عکاسی خبری باشیم. نیست ما تو این چند ترم هیچی یاد نگرفتیم! لابد بقیه باید یه چیزایی یاد بگیرن.
گرچه ما دیگه این کلاسارو نداریم اما حیف که استادی که با فعالیت منطقیش می تونست دانشگاه ما رو زبانزد بکنه و مدرک ما رو معتبرتر دیگه تو جمعمون نخواهد بود. دست مسئولان دلسوزمون درد نکنه!
برگرفته شده از وبلاگ http://www.ertebat-news.blogfa.com/
نظرات مختلف دانشجویان استاد حجت الاسلامی
اعظم
بچه ها دست بجنبونید ما هم اگه یه ذره با هم اتحاد داشته باشیم میتونیم یه کاری کنیم.........
تو رو خدا بخاطر خودمون یه کاری کنید
میخوام یه خبر بد بهتون بدم می دونید
جای آقای حجت الاسلامی رو کی گرفته
آقای مهدی خانکه
شكوفه
فرزانه
سلام, بچه ها فکرشو کردین تو ترم جدید وقتی برین تو کارگاه معماری.....جای خالی استاد.....؟؟؟
یه نفر دیگه...؟؟؟
شبش از عذاب وجدان نمیتونید بخوابیدا...
برای یه بارم که شده ....اون یه ذره اتحاد لیلی رو بیشتر کنید.ما هستیم
این یعنی خواستن !!! یعنی عشق به علم یک استاد .![]()
خوب امروز اولین روز ترم جدید ۸۷-۸۶ بود با اینکه اواخر ماه بهمن هستیم اما دانشگاه یه
جورایی بوی روز اول مهر رو به خودش گرفته بود .... بچه های دانشگاه با حال و هوای جدید
اومده بودند تا با خودشون عهد ببندند که حداقل این ترم بهتر از ترم پیش خواهند بود ......... در
ضمن استقبال خوبی هم شده بود ( با اینکه خیلی از بچه ها قبل از حذف و اضافه نمیان
دانشگاه) ............ استادا هم که ترقی کرده بودند همشون سر کلاس ها حاضر شدند و ضمن
اینکه با بچه ها آشنا می شدند شیوه درس دادن و امتحان گرفتن و نمره دهی را توضیح می
دادند . خودتون بهتر می دونید که دو جلسه برای هر درسی در ترم مهم است .... یکی جلسه
اول که استاد روش خودش رو میگه که بچه ها با اون خودشون رو وفق بدن ...... یکی هم
جلسه آخر ترم هست که استادا یانمونه سئوال حل میکنند یا میگن از کجا توی امتحان میاد
( چون قبل از جلسه آخر سئوالات امتحان ترم را طرح میکنند ) .
خلاصه اینکه امروز همه به دنبال کلاس ها می گشتند و چند تا از دانشجویان هم درگیر تصفیه
حساب و حل کردن مشکلات مالی شان بودند ............. و امروز حراست هم زیاد به بچه ها
کاری نداشت تا حداقل امروز را استراحتی کرده باشند .
در روزهای آینده سعی میکنم مطالبی که براتون می نویسم همراه با عکس باشه
( اختصاصی) ........... تا بهتون بهتر ثابت بشه .......... در ضمن من هنوز منتظر هر گونه انتقاد و
پیشنهادی که بتونه به بهبود این وبلاگ و مطالبش کمک کند هستم .....از کسانی هم که نظر
لطفشون رو برای ما می گذارند بی نهایت سپاسگزارم.... دم همتون گرم ![]()
ای رو بگم اینکه برین دعا کنین که دانشگاهمون هنوز بی صاحاب نشده و هنوز ققوانین که
برای دانشگاه ها گذاشته شده اجرا میشه و مثل دانشگاه های دیگه هنوز بی در و پیکر
نشده !! مثلا همین انتخاب واحد اینترنتی میدونید یعنی چی ؟؟؟ اون هم توی این دانشگاه ؟
یعنی پیشرفت . آخه خیلی از بچه هایی که الآن این چرت و پرتا رو میگن تا سال پیش نبودند
ببینند چطوری بچه ها جلوی امور مالی صف میکشیدند و چه بکش بکشی میشد طوری که
من یادمه خودم برای انتخاب واحد ۷ صبح رفته بودم دانشگاه اما چون نظمی در کار نبود
ساعت ۵ بعد از ظهر انتخاب واحد کردم و پرینتم رو گرفتم .یا برای دیدن نمرات هر روز باید از
تهران می اومدیم که بببینیم آیا نمره ای رو اعلام کردند یا نه .!! دستشون درد نکنه .

خواهید بود ............... ما را از نظرات سازندتون بی نصیب نذارید ممنونم !!
چیزی که الآن همه جا جا افتاده این است که همه دور خیز کردند برای رفتن به دانشگاه آزاد
و بی خیال دانشگاه دولتی و پیام نور و علمی کاربردی و ...... !

حالا فکرش رو کنید یکی از دانشجویان دختر دانشگاه تعطیل شده و خسته و کوفته میخواد
جلوی دانشگاه ماشین سوار بشه بیاد ترمینال ............ چه غوغایی میشه .!!!

بازار کار هم که بزنم به تخته بد نیست!!
