تبليغاتX
پایگاه خبری فرهنگی دانشگاه آزاد دماوند
اوضاع و احوال و خبر های دانشگاه آزاد اسلامی دماوند

 

منم آرش, سپاهی مردی آزاده,
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده.
کمان کهکشان در دست,
کمانداری کمانگیرم.
شهاب تیزرو تیرم؛
ستیغ سربلند کوه ماوایم؛
به چشم آفتاب تازه رس جایم.
مرا تیر است آتش پر؛
مرا باد است فرمانبر.
زمین می داند این را, آسمان ها نیز,
که تن بی عیب و جان پاک است.
نه نیرنگی به کار من, نه افسونی؛
نه ترسی در سرم, نه در دلم باک است.

آرش کمانگیر

آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره

است.اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با

افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده است. در کتابهای پهلوی و نیز در کتاب‌های

 تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی ، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به

هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی

 آرش می‌داند. در اوستا آرش را اِرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند. از آن

 دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترين تير انداز

ارخش ناميده شده است که گمان بر اين است که همان آرش ميباشد. بعضی معنی آرش را درخشان

دانسته‌اند. و برخی معتقدند که منظور از آرش حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تير و کمان دشمن را (به

 احتمال زياد سکاها را) از مرز ايران دور کرده است.

 

داستان آرش

آرش دماوند

در زمان پادشاهی منوچهر در جنگی با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند.

سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح مي دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند قرار بر اين مي گذارند که

 کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش

 از پهلوانان ايران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا

 غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون یا آمودریا بر درخت گردويی فرود مي آيد. و آنجا مرز ایران و توران

می‌شود.پس از اين تيراندازی آرش از خستگی مي ميرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش

 پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روايت ها

اسفندارمذ تيرکمانی را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلی دور می رود ولی هر کسی که از آن

 استفاده کند خواهد مرد با اين وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند.

بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های‌ جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن

 است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت   توسط  ستاره سهیل  | 

 

 

عید نوروز دانشگاه آزاد دماوند

سلام ... سلامی چو بوی عطر یاس و بنفشه و مریم !!!

سلام به همه اونایی که توی خونه تکونی دلشون ما رو بیرون نکردند !!

سلام به هم دانشگاهیان عزیزم در هر جای ایران اسلامی که هستید .

سلام به همه اونایی که طی این مدت همه جور تقدیر و تبریک و تشکر گفتند

و ما را شرمنده خودشان کردند !!

سلام به همه اونایی که هر چی از دهنشون در اومد گفتند و ما بی خیالی

 طی کردیم ......... !!

 

آری دوستان تنها کمتر از ۵ ساعت به تحویل سال نو فرصت باقی

مانده ........... و اینکه من این بهار واقعا برام بوی نسیم بهاری مخصوصی

 می ده آخه من همراه با این طبیعت دلچسب به کلی عوض شدم .

و اینکه سال ۸۶ هم با هر خوبی و بدی ای که داشت بالاخره با هر بدی و

خوبی و شادی و غم کوله بارش رو بست و رفت ..................... به امید خدا

 انشاالله که سال ۸۷ ( سال موش ) موزی بازی ها کمتر بشه ............ تا ما

 هم یه نفس راحت بکشیم ........................ آه ه ه ه  که چقدر این روز ها

خالی ام از بوی دانشجویان در ( دانشگاهمون ) ...........خیلی دلم برای بچه

 های دانشگاه با اون هم نگاهاشون و رفتارشون و خلاصه هر چیزی که

فکرشو کنید تنگیده .........سفره دل های پاکتان را آذین ببندید که هفت

سین مقدسی داشته باشید.............. به امید خدا با شرایط موجود سال

تحویل تنها خواهم بود مثل همیشه ...................... تنهایی بی انتها .......!!!

به هر حال دوستان این دو هفته تعطیلات رو حسابی خوش بگذرونید جای

 ما رو هم خالی کنید ..................... اگه خدا بخواد دانشگاه هم از ۱۷

فروردین بطور رسمی آغاز بکار خواهد کرد ........... صفای همتون رو عشقه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت   توسط  ستاره سهیل  | 

خوب حالا که بحث به سرویس کشیده بهتره بگم که در راستای بهبود وضعیت سرویس تلاش زیادی کردیم!!!ولی فایده ی زیادی نداشت,

چند ترم دنبال این بودیم که از تجریش سرویس بزارن,که آخر سر یک ترم سرویس رو گذاشتند ملی راننده ی سرویس هر روز صبح نفری 400 تومان  تا نوبنیاد از ما میگرفت!!!

این در صورتی که کرایه معمول 250 تومان بود و ما فقط و فقط به خاطر امنیت سرویس چاره ای جز این نداشتیم ولی این ترم باز راننده ی سرویس گفت که برای من صرف نمی کنه و ما مجبور شدیم صبح زود منتظر تاکسی بمونیم,حالا تو این صبح های تاریک و سرد زمستون یه مسائلی پیش امد که بماند....!

ما که با اون 400 تومان هم راضی بودیم!راننده میگغت تعدادتون کمه.تقریبا 15 نفر بودیم.اگه دانشگاه اطلاع رسانی میکرد خیلی بیشتر از این حرف ها می شد.این 15 نفر هم ما خودمون پیدا کردیم.مطمئنا باز بچه هایی هستند که خانه هایشان تو مسیر تجریش به نوبنیاد است.همون طور که آقای گنجی گفتند تجریش جزو میادین اصلی شهره و ایستگاه باید داشته باشه ولی کو گوش شنوا!!!

نمیدونم حالا راننده چقدر بهش فشار میاد که از صدر بیاد تجریش بعد نوبنیاد؟؟؟؟

پولشم که جدا میگرفت.

به هر حال امیدوارم یه فکر اساسی راجع به وضعیت سرویس ها بکنن چون همه ناراضی هستند,چه از نظر خود ماشین ها ه راننده هاو...

مثلا یه بار که اتفاقا جا نبود و ما توی سرویس آقای حضرتی وایستاده بودیم,لاستیک ترکید!!!!

حالا خوبه سرعتش زیاد نبود وگرنه......

من نمیدونم نظارتی روی مسائل فنی و...سرویس ها میشه یا نه؟

امیدوارم سایت شما کلید حل مشکلات بچه ها باشه.

با تشکر

و این هم نمونه دیگری از ایمیل های دوستان و هم دانشگاهیان عزیز و محترم !!!

در ادامه باید عرض کنم که ما ترم پیش با صحبت هایی که آقای رنجبر طی همون جلسه ذکر شده فرموده بودند د رابطه با این که اگر از سرویس جا موندیم  میتونیم با آزانس دماوند بیایم وما هم هزینه ی آژانس را پرداخت می کنیم یک روز که  سرویس نیامده بود با 4 تا  از بچه ها اژانس گرفتیم ووقتی رسیدم دماوند مبلغ10000هزار تومان دادیم و فاکتور گرفتیم بعدبردیم به آقای درویش گفتیم وایشون گفتن ببرین پیش آقای وطنی تو کانکسی که تو کوه احداث شده بعد از اون جا گفتند ببرین پیش آقای گنجی و به ایشون بگین خلاصه هیچ کس حرفی رو که آقای رنج بر زده بودند رو قبول نداشت بعد از کلی بحث با آقای گنجی و آقای درویش آقای درویش یه تراول 50000هزا تومانی از توجیبش در آورد خواست پاره کنه که ما عصبانی تر از آقای درویش در حین جر وبحث فاکتور آژانس روجلو درویش پاره کرد یم چون مشکل وبحث ما سر پول نبود ما میگفتیم چرا مسئولین به حرفی که میزنند پایبند نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه بعد از تقریبا یکی دو هفته ما موفق شدیم هزینه ی آژانس را از آقای رنج بر بگیریم ................البته باید بگم که  این مسآله به خوبی و خوشی و شادی حل شد........وآقای رنجبر هم طرف ما رو گرفتن چون خودشون هم میدونستن سرویس مشکلات زیادی داره.......در ضمن ما میخواستیم با باز گو کردن این مسآله مشکلات سرویس حل شه چون واقعآ بچه ها ناراضی هستند  .............!!

 

نکته ی اخلاقی.::: ..............۱-.زیادی بچه ی حرف گوش کنی نباشین.....!!

۲- .ولی خدایی با همه ی این مشکلاتشم خوش میگذره ها...........

 

 

 

خوب دوستان متن بالا رو خواندید؟ نظرتون چیه ؟ میدونید این ها رو چه کسانی نوشتند !!!

خوب این ها همان هایی هستند که همیشه به شما این حرف ها را گوشزد میکنند اما خدا پیغمبری

کدومتون به حرفاشون رسیدگی کردین ؟ ها ؟ خوب باید هم سکوت کنید اگه شما مسئولین فقط یک بار نه

کمتر نه بیشتر خودتونو جای اینها می گذاشتید یا اینکه فکر می کردین این ها ناموس یا خواهر و برادر

خودتون هستند آیا باز هم بی تفاوت به این مسئله نگاه می کردید ؟ بله مثل اینکه خدای نکرده تا اتفاقی نیفته

 شما پیگیر نخواهید شد !!

به هر حال اینکه امیدواریم در همین اوایل بهار به طور جدی به این مشکل برخورد کنید و رفع نمایید چون

به نفع هممون هست بیشتر برای شما !!!

منتظر جوابیه شما هستیم .

                                                     انجمن فالگوش دانشگاه آزاد دماوند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت   توسط  ستاره سهیل  |