تبليغاتX
پایگاه خبری فرهنگی دانشگاه آزاد دماوند
اوضاع و احوال و خبر های دانشگاه آزاد اسلامی دماوند
سلام .

آره تعجب نکنید ....... واقعا بخواهیم حساب کنیم دانشگاه آزاد واحد دماوند نسبت به سال های پیش از

نظر تشکیل کلاس ها و مقررات رفت و آمد دانشجویان و اساتید ترقی کرده است ............ بطوریکه این

روزهای آخر سال که نسبت به آمار مشابه سال قبل با نظم و علاقه  خاصی کلاس ها با دانشجویان

برگزار می شوند ............ و به همین دلیل باید از تمامی کسانی که سعی و تلاش خود را

 جهت بهبود هر چه بهتر دانشگاه می کنند .تشکر و قدر دانی کرد.

 و همچنین همایش های مختلفی از جمله محفل انس با قرآن کریم با حضور افراد برجسته کشوری و

همچنین سمینارهای تخصصی انجام می شود .

 

سرویس

 

ایمیلی از یکی از دوستان به دست ما رسید که تاکید خاصی داشتند تا به مسئولین دانشگاه

بگین که این راننده سرویس ها یه مدت هست که حسابی بد رانندگی می کنند و همین هفته

 ی پیش بود که نزدیک بود جاجرود چپ کنند .........  به هر حال می شود گفت که حالا ما که

مشکل خودمون رو داریم و باید هر روز تو صف های طویل ( ترمینال) دانشگاه با یستیم و با

هزار بدبختی این راه رو از تهران بیاییم و شب برسیم خونه اما این کسانیکه با سرویس رفت و

آمد می کنندسلامت و امنیت جانی خودشان را خواستار هستند و امیدواریم هر چه زودتر با

آنها بر خورد شود .

با تشکر  

این هم یکی از نظرات دانشجویان معترض :

یه هم دانشگاهی

سلام
نمیدونم میلو چه کسی فرستاده ولی سرویس ما(نوبنیاد) هفته ی پیش داشت چپ می شد!2شنبه هم همین مشکل برای سرویس تهرانپارس پیش امده,اسم این راننده سرویس نوبنیاد فکر کنم خسرو باشه,خیلی خیلی بد میره 100 بار داشتیم تصادف میکردیم,خانواده های ما مثلا به امید امنیت فرزنداشون اصرار دارن که سرویس ثبت نام کنیم,وگرنه اگه بخوایم با ترمینال بریم و بیایم هزینش کمتر هم میشه ولی اینها....!!!زمستون که گاز پیکنیکی هم روشن می کردند!خود من ترم 1 بودم که هم از گاز روشن تو سرویس و هم از ابی که از سقف میچکید و بچه هایی که توی سرویس با چتر نشسته بودن تا خیس نشن فیلم گرفتم و توی یه جلسه به درویشیان و آقای جعفرقلی و... نشون دادنم , پارسال ازشون قول گرفتند که سال دیگه وضع این طور نباشه ولی امسال دیدیم که....به هر حال امیدوارم وضع بهتر بشه
با تشکر@};-

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت   توسط  ستاره سهیل  | 

سلام

خوب این هفته بسیار دانشگاه شلوغ بود ........ بله تعجب نکنید آخه هفته ی حذف و اضافه

بود . باید بودید و می دیدین که صف امور مالی چقدر شلوغ بود بدتر از اون صندوق رفاه که اصلا

 کم آورده بود ........ بعضی ها زیر زبونی فحش می دادند و بعضی ها هم خودشونو نفرین می

 کردند که آخه مگه جا قحطی بود که اومدی توی این دانشگاه ........... خود من هم نزدیک بود

 چند بار با بچه های دانشگاه دعوام بشه ( بخاطر یه سری مسایلی مثل رعایت نکردن صف

 و ... که البته توی این دانشگاه دیگه عادی شده )

 

به هر حال همه این ها رو گفتم تا این سئوال رو مطرح کنم که سئوال بیشتر دانشجویان بوده

است و آن اینکه چرا با اینکه هر دانشجو هنوز نمرات چندین درس تخصصی و غیر تخصصی

اش نیامده .......... مسئولین دانشگاه اذعان می کنند که باید حذف و اضافه انجام بدین ؟؟!!

آخه مگه میشه ؟ هنوز معلوم نیست مشروط میشی یا نه یا اینکه درس پیش نیاز رو قبول

 میشی یا نه یا اینکه هزار تا سئوال دیگه که علیان هم نتونست بچه ها رو قانع کنه !!۱

البته خیلی از این بچه ها هم عین خیالشون نیست اما من این ها رو برای کسانی گفتم که

واقعا اومدند دانشگاه تا یه چیزی یاد بگیرند و بتونند از حق خودشون دفاع کنند .

دانشگاه آزاد دماوند

 

نکته جالب تر این بودکه چند روز پیش که گذرمون خورد ساختمون مجتمع دیدم یه سری

دانشجوی جدید با کلی ذوق و شوق اومده بودند برای ثبت نام ( ترم اولی ها ) یادش بخیر !!

یه نگاه بهشون کردم و پیش خودم گفتم بنده های خدا رو ببین با چه دلخوشی ای از نقاط دور

و نزدیک اومدند دانشگاه آزاد دماوندبرای ثبت نام و بروند پیش فامیل پز بدن که آره ما هم

دانشجو هستیم ..................اشکالی نداره آخر همین ترم اول می فهمند که چه اشتباهی

کردند .چون اینجا هنوز نتونسته که مانند اسمش واقعا یک دانشگاه باشه ...... که معلوم

نیست چند تا ساختمون داره با فاصله های زیاد از یکدیگر.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت   توسط  ستاره سهیل  | 

  به نام خدا
 از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم.در اندوه خویش غرق شده ام .سرشار از تکرارم در این سکون زندگی. سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم . به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی  بی رحما نه بر خورشید عالم تا ب خیره شده بود. از زلالی وصداقت آ ب بی زارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد.خدایا صبورا مهربانا چهل روز است که از عاشورا میگذرد قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد. یک اربعین از اوج نامردی میگذرد. یک اربعین است که سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دیده و زمین تاب آورده. در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت عباس و اقتدار علی اصغر را آه میکشد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است . باز بشر از وجود خویش خجالت زده میشود. و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی  نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید. دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟ کدام تولد؟ کدام زندگی؟ کدام امید ؟ اصلا مگر میشود بعد از حسین به زندگی ادامه داد؟ نه نمیشود............ زندگی ما بعد از حسین عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست. هیچ جای جهان این رسم اربا ب و بندگی نیست. بیایید به تمام دنیا فخر بفروشیم برای داشتن چنین اربابی . بیایید آن طور که باید لطفش را پاس داریم و حرمتش را نگاه داریم .
 
وبلاگ دانشگاه آزاد دماوند اربعین حسینی رابه تمام عاشوراییان تسلیت میگوید و سالی سرشار از موفقیت و شا دی را  برای خوانندگانش آرزو میکند.
 
 
مادرم هر سال موقع اربعین که میشه نمی دونم برای چی  یا به چه علت اما نذر داره که باید شله زرد
 
مخصوصش رو بپزه و بین در و همسایه و فامیل پخش کنه ..... !
 
امسال هم همه همسایه ها و فامیل جمع شده بودند ......... و هر کسی کمکی می کرد .
 
آه که چقدر امسال افسوس خوردم چون نبودم تا دعا کنم و من هم دیگ رو هم بزنم ............ به هر حال به
 
 هر طریقی که بود چند تا عکس از اواخر پخش شله زرد تهیه کردم ........... که گفتم بد نیست برای شما
 
 دوستان نیز به نمایش بزارم .
 
عزیز ( مادرم ) دستت درد نکنه که چقدر خوشمزه بود ............... خدا کنه امام حسین ( ع ) نذرت رو قبول
 
کرده باشه ............. و سالیان سال سایه ات بالا سر ما باشه تا باز هم بتونی این نذرت رو ادا کنی .......
 
الهی آمین

این هم دیگ خالیش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.                                                                                                                              

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت   توسط  ستاره سهیل  |